انقده دلم گرفته نمیدونم چیکار کنم همرم ک روندم از خودم...هیچکس بم نزدیک نمیشه...دلم میلرزه یعنی اینقد بی ارزشم ک حتی ارزش ی پیامم ندارم....دیوونه شدم خودمم نمیفهمم چیکار میکنم این روزا.....یعنی دلم براش خیلی تنگ شده خودمم از بیمارستان خجالت میکشم دیگه نمیخا دیگه بزار بریزم تو خودم...عع راستی ممده اگه شانسی یبار دیدی اینجارو بت بگم دارم رانندگی ید میگیرم دیگ پیاده نمیام...........بیخیال...حالم بد گرفتس....باید تحمل کنم دیوونه شدمم....نمیشه م پیام داد انگار تو قرنطینم....شنبه ک بش پیام دادم گفتم دلم گرفته گف بهونه جور نکن حرف بزنی....بی خبر از همه چی....همون شب مامانم گف بابا نیس اینجا بریم سرم بزنیم یجوری اروم کن خودتو...وقتی ممد اینجوری گف با دایی رفتم ک انگا خوند همه چیو از چشام قیافم....از اون روز دیه پیام ندادم...فقط پروهاش

بدبختی اونجاس ک نمیفهمه چقدر دوسش دارم.........
ما را در سایت بدبختی اونجاس ک نمیفهمه چقدر دوسش دارم...... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: جمعه 6 بهمن 1396 ساعت: 19:18