راستش امشب شب عجیبیه...نمیدونم شایدم بد باشه شاید خوب....ععع این اهنگه بغلم کن محمد یادته گفدی گوشش میدم یادت میافتم..بغلم کن کمن از همه خستم..خو بزار بخونه...مامانم یکم متوجه حال این روزام شده میخواست بام حرف بزنه یجوری جمع کردم خودمو....اخرشم ک داشت میرف گفتم بیخی شده اما برگشت گف اگه چیزیت نبود تو خواب حرف نمیزدی و رفت..تعجب کردم...خخخ فک کن لو بدم خودموو...امرو اگه بدونی چ کردم رفتم تماااااااام پیامامونو خوندم از اول اول.....تمام عکساتو دیدم..وایی اون عکسی ک لیمو دهنت بود خخخخ قربونت برم....یادته روز کوروشو تبریک گفتی منم هفته عصای سفیدو ...خندیدی گفتی کورمم کردی...گفتم کوری ک نمیبینی چقدر میخامت........عععع اون روزو میبینم بگردی دنبالم...این اهنگ..یادته گوشش میدادی منم میگفتم جون یاسی ناراحت نباش...یادته اون شب ک تو خیابون تنها بودی هی میگفدی دو درصد..منم هی میگفتم خوب باش جاشو پر میکنم...یادته بم گفتی ی خبر خوب شدی کل زندگیمم...یادته ب پری گفدی اولا ولش نمیکنم دوما ولش نمیکنم.....یادته زنگ زدم وانمود کردی دوستتم چقدر قربون صدقت رفتم...یادته داشتم میرفتم اراک زنگ زدم گریه کردم....یادتههههه عکسای مسابقات ..خخخ قرار بود بعد ادیت برسن دستت مستقیم افتادن دستت....یادته چقدر بهمنو مسخره کردیم....جومه نارنجی خخخخ....یادته محمد جون یاسی نکن خخخ....یادته خجالت اول و پررویی اخر....یادته تعیین مرز بی خودیموووو....یادته متنای دفترو برات خوندم چقد ذوقیدی.....بارررر اولی ک دیدمت وسرم اومد بالا مغازه احمدی بود خخخخ......من اینور تو اونور.....با اون لباس زرد ادم میخاس بغلت کنه......هنوزم وقتی میادش بوی تو داغون میشم من.....یادتههه تو سالن..سلام اقای مالکی تموم شد...خخخخ خنده های ریز ریز....یادتهههههههه چ مهربون شدی شب مهمونی پسرداییت...گفتی یاسی خانم..یادته گریه کردی چشاتو بوس کردم ....یادته نشستم رو پات ...یادته ساعتوو....واییی چ روزی بود.....یادتهههههه ایناروووو..یادته اومدی بوستان نشستی ....یادته میومدم مسجد پشت سرم بر میگشتی هی میگفتی قربونت برم...یادته یبار نزدیک بود ماشین بزنه بهم خخخ چقدر عصبانی شدی قربونت برم....یادته مامانت فهمید اونروز روز سختی بود..من تند تند پیام ....من روز بعدش حال خراب....همه اینا از اون روز لعنتی شروع شد.....همه این یهو تنها شدنا.....همه این کم حرف زدنا....همه این همو ندیدنا....ی مدت حرف نزدنا.....داشتم از امشب میگفتم...حالم خوب نی...نه مث همیشه با پرا و استامین خوب میشم نه هیچ..فقط منتظرم پیام بده و بگه نمیرم هیچ وقت... دوست دارم...
ی شب و زندگی رو این 5 تا کلمه میچرخه جمعه سوم آذر ۱۳۹۶ ♦ 21:46 ♦ yasaman ♦
بدبختی اونجاس ک نمیفهمه چقدر دوسش دارم.........
ما را در سایت بدبختی اونجاس ک نمیفهمه چقدر دوسش دارم...... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:03