خب محمد بیدار بود کل شبو منم ک ب کمک سرم و قرص و اینام خوابم نبرد...یلدای سوم..دیگه نمیتونیم بچتیم 15 اذر.....هعیی اینقدر دلم براش تنگ شده ها...وبو ک ساختم اینقدر ذوق داشتم ک اسمشو چی بزارم اخرشم موافقت کردیم چون دوتامون توریم بزاریم این....تور تو زبون ما یعنی گیج....دعا میکنم عاشق هر پسری بشین جز فارسونی خخخ..اخه ادم معتاد صداش میشه عاشق اییی رووو هایی ک برابری میکنه با ده هزارتا قربونت بشم شهریااا....نمیدونم چقدر باید منتطر بمونم تا تموم شه این دوری و دوباره راه اندازی کنم وبو..اصن ممکنه بعدا منو نشناسه ولی بی معرفت نیس عشقم شایدم اصن تو اینده یکی دیگه رو بخاد.راستش دارم کم کم یاد میگیرم چجور پا پیچ بقیه نشم....هی خدا کاش پیام میداد اگه میدونست تو دوریش حالم چجوره خودش خجالت میکشید
دوستان در اخر هم بگم ک عشختون دوس داشته باشین قدر داشتنشونو بدونین...تا با همین همو بغل کنین فشارش بدین جوری ک بترکه ک نکنه بعداحسرت و دلتنگی بغلش شمارو بکشه
بدبختی اونجاس ک نمیفهمه چقدر دوسش دارم.........ما را در سایت بدبختی اونجاس ک نمیفهمه چقدر دوسش دارم...... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 136