روزای سخت.....9

خرید بک لینک
روزای سخت.....9
امروز صبح دیدمش.....داشتم قران میخوندم ک اشکم نیاد پایین فقط جلوش...نگام کرد منم نگاش کردما خندید منم خندم گرف وقتی رفت یهو بی اختیار زدم زیر گریه...اشکام پاک کردم و رفتیم مدرسه.....خوب بود خدایی پری گیتار میزد....ی لحظه سر فیزیک بغض کردم...چراشو نمیدونم خدایی فقط اجازه گرفتم رفتم بیرون....با پری زنگ اخر کلی حرف زدیم....تو راه کلی فک کردم بش.....ب خنده صبح ک خداکنه فردا تکرار شه.......هعییی.....بعدازظهری داشتم حرف میزدم با پری اینقدر با قرص اروم کرده بودم خودمو یهو رفتم...حالا ک بیدارشدم تنهای تنهام تو خونه...حالا شروعش امشبهههه گریه هاممممم......رفتم میلشو چک کردم پیامامو حذف کرده بود پیام بعدازظهریم خونده بود دریغ از جواب....خدایاااااااا خودت .....دلمممم برا حرف زدنامون تنگ شده

+ماهگردمونم مبارک....شد چهارماه

سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۶ 19:19 yasaman

بدبختی اونجاس ک نمیفهمه چقدر دوسش دارم.........

ما را در سایت بدبختی اونجاس ک نمیفهمه چقدر دوسش دارم...... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:03

صفحه بندی